اتاق نارنجی

اتاق نارنجی

اتاق نارنجی یادآور خاطرات زیادیست برایم... هم خوب هم بد...
با آن بزرگ شده ام...
و حالا دوست دارم اینجا هم اتاقی داشته باشم تا علاوه بر ثبت اتفاقات اتاق نارنجیِ گذشته و حالم، بعضی روزمرگی ها، دیده ها و ذهنیاتی که در جریان نسبتا آرام و بعضاً متلاطم زندگی ام رخ می دهد را ماندگار کنم...


میم.خ

مشق

شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۲۱ ب.ظ

انقدر این روزا مشق دارم که کلافم...

از صبح مدام پلک چشم چپم می پره... خستم...

دلم لک زده واسه یه گشت و گذار حسابی... یه تفریح... یه خرید عالی...

حالم از غذاهای دانشگاه بهم می خوره... دلم دستپخت مامانمو می خواد... 

دلم می خواد صبح که از خواب بیدار شدم اون برام چای دم کرده باشه...

دلم میخواد تو اتاق عزیز خودم روزمو شب کنم و شبمو صبح...

دلم این آدمای جدید دوروبرمو نمیخواد...

نه اینکه از این هفته های تکراری که میگذره خسته شده باشم... به هر حال زندگی ههمینه... اما دلم می خواد آزادانه تر زندگی کنم... 

نمیخوام غر بزنم :(

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۴
میم.خ

نظرات  (۲)

۲۴ آبان ۹۳ ، ۲۳:۲۶ احمد رفیعی یارندی
سلام و وقت به خیر
لظفا از وبلاگ ما هم دیدن نمایید.
اگر مایل هستید تبادل لینک انجام دهیم.
تشکر
http://hecomes.blog.ir
و من برعکس شما چقدر همیشه دلم می خواست که زندگی تو خوابگاه رو تجربه کنم!
پاسخ:
چندان جالب نیست... :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی