اتاق مه

اتاق مه

دیوارهای اتاقم یادآور خاطرات زیادیست . هم خوب هم بد...
با آن بزرگ شده ام...
و حالا دوست دارم اینجا هم اتاقی داشته باشم تا علاوه بر ثبت خاطرات گذشته و حالم، بعضی روزمرگی ها، دیده ها و ذهنیاتی که در جریان نسبتا آرام و بعضاً متلاطم زندگی ام رخ می دهد را ماندگار کنم...


میم.خ

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

ببین عزیز من....

می دانم...

و مطمئنم به تو هم اثبات شده است...

من و تو... آن پیوند عمیقی را یافته ایم... که با مسائل کوچک نمی توانیم قید خیلی چیزها را بزنیم...

چه بسا که گذشته نیز گفته ی مرا ثابت کرده است...

اما امیدوارم آینده بیشتر شاهد شادی هایمان باشد...

امروز به ما ثابت شده است که هر چقد هم بخواهیم یکدیگر را نادیده بگیریم و یا دلخوری از هم، شب ها سر بر بالش رویاها بگذاریم...

باز هم آن کوک های ریز میان عاطفه هایمان، که چون کودکانی معصوم چشم انتظارند، دیر یا زود... پنهان از چشم من و تو... خود را به هم می رسانند... پیوند می خورند... شادی می کنند... سیراب می شوند از یکدیگر... و در نهایت ما را غافلگیر می کنند...

و آنگاه ما فقط می توانیم چون دو انسان پشیمان و شرمسار، بازی آنها را تماشا کنیم... سر به زیر بیاندازیم و به خود اعتراف کنیم... اعتراف به روح بزرگ و بلند کودک های درونمان که اینجور مواقع ما را به هم بر می گردانند...  

me&u

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۳ ، ۱۹:۱۷
میم.خ

قرآن

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۰
میم.خ

خنده انقدر که از این استتوس دوستم خندیدم، دلم می خواد اینجا هم ثبتش کنم.... دمِ دستم باشه هر چند وقت درمیون بخونم بخندم  :

الان بچه شیش ماهه تخت دو نفره داره،

واسش موزیک لایت میذارن با نور کم تا بخوابه،

اونوقت زمان ما میذاشتنمون رو پاهاشون به حالت *سانترفیوژ*!

انقد تکونمون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا بشه بریم تو کمااااااا

خوشحالی زیاد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۲
میم.خ

سال ها پیش وقتی که یه دانش آموز راهنمایی بودم مدرسه، توو تاکسی به یه خانومی برخوردم که کیف پولش رو فراموش کرده بود و بنابراین...گریه منم طی یک عمل انسان دوستانه کرایه اون خانومو حساب کردم و تو عالم بچگی کلی ذوق کردم که کمک کردم... خوشحال در عوض اون خانوم یه دعای آیت الکرسی بهم داد، ازونایی که رو یه ورق روغنی نوشته شده و بیشتر دست فروشا اون سالها داشتن، هرچی از من انکار بود از اون اصرار...care گفت این خیلی برام عزیزه... یادگار یکی برای منه... اما حالا می دمش به تو... لاو

چند روز پیش داشتم نگاهش می کردم و با خودم فکر می کردم چرا آخه باید این دعا رو که براش خاطره انگیز هم بود ببخشه به من...؟

امروز که تو تاکسی نشسته بودم... بعد دو دقیقه وسواس فکری همیشگی اومد سراغمو کیفمو نگاه کردم دیدم ای دل غافل...vay کیف پول نیاوردم...shame خلاصه با کلی خجالت زنگ زدم به پدر telکه هر جا هستی تا 5 دقیقه دیگه خودت رو برسون فلان جا که من...  یه دختری حدودا 3-4 سال بزرگتر از خودم کنارم بود و شنید و بلافاصله کرایمو حساب کرد و گفت توام جای خواهرم...care خیلی ازش تشکر کردم و البته که چقدر هم شرمنده شدم... شاد

خلاصه اینکه هرجا که هستی... هر کی که هستی... شاید یه روزی تو جای اون آدمی باشی که الان در مقابلته... پس اونطور رفتار کن که فکر میکنی شایستس با تو رفتار کنند....

و این جاست که می گن : از هر دست که بدی از همون دست پس می گیری...

البته این اتفاق باعث شد چندتا اصطلاح جدید انگلیسی هم یاد بگیرم که معنیه همین ضرب المثله :

To reap what you sow

One good turn deserves another

What goes around comes around

As you sow, so you shall reap

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۰۰:۳۱
میم.خ

یه جایی خوندم :

گاه آن کس که به رفتن چمدان می بندد

رفتنی نیست، دو چشم نگران می خواهد

و من چقدر موافقم...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۱:۵۲
میم.خ

وقتی می گن ترک عادت موجب مرضه... واقعا راست گفتن... 

ما هم 16 سال پی در پی درس خوندیم     اونوقت میخوان عادت نکنیم بهش؟ 

و حالا بعد 4 ماه استراحت یه بهانه برای درس خوندن دوباره جور شده تا مرضی که در اثر دوری از درس گرفته بودم و فشار درسیم پایین بود، مداوا بشه... 

خدایا همه بیماران این راه سخت رو خودت درمان کن....  

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۱:۳۰
میم.خ

یکی از حسرت ها و در واقع فانتزی های ذهنیم اینه که یه اتاق خیلی بزرگ داشته باشم و یک سمت دیوار اون به طور کامل کتابخونه باشه تا همه ی کتابام یکجا و طبقه بندی باشه... اینجوری مجبور نیستم بین جعبه های بزرگ و سنگین انباری  له بشم تا به کتاب دلخواهم برسم یا اصلا از فرط مشقت دستیابی بیخیال موضوع بشم و صورت مسئله رو عوض کنم!  

والا!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۱۵:۲۱
میم.خ

 چند روزه در به در دنبال اطلاعات گرفتن از اینکه میشه به این آزمونای استخدامی دولتی اعتماد کرد...

اصلا این همه چیزایی که اینا می خوان از ما امتحان بگیرن یعنی کارمندای استخدامی الانشونم بلدن؟

یعنی مگه میشه کل یه استان اینقدر کم در سال بازنشستگی داشته باشه که اینا می خوان جاشو پر کنن؟

خلاصه اینکه آخرش دردش یه چیزه... پول مفت هم باید بدی... :(

work

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۱۶:۱۳
میم.خ

تا کنون ایران در صدر گروه A با اقتدار کامل

والیبال

خیلی خوشحالم، مبارک همشون و همچنین ما...

به امید موفقیت های بعدی...

اینم یه کار جالب : :))) 

والیبال2

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۱:۰۸
میم.خ