اتاق نارنجی

اتاق نارنجی

اتاق نارنجی یادآور خاطرات زیادیست برایم... هم خوب هم بد...
با آن بزرگ شده ام...
و حالا دوست دارم اینجا هم اتاقی داشته باشم تا علاوه بر ثبت اتفاقات اتاق نارنجیِ گذشته و حالم، بعضی روزمرگی ها، دیده ها و ذهنیاتی که در جریان نسبتا آرام و بعضاً متلاطم زندگی ام رخ می دهد را ماندگار کنم...


میم.خ

چمدان

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۵۲ ق.ظ

یه جایی خوندم :

گاه آن کس که به رفتن چمدان می بندد

رفتنی نیست، دو چشم نگران می خواهد

و من چقدر موافقم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۱۷
میم.خ

نظرات  (۳)

۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۱:۵۷ گلبرگ دانلود
سلام ، 
رحلت حضرت خدیجه تسلیت باد .
با نوای جدید دلم گرفته ، منتظر حضورتون هستیم.
۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۲:۳۳ تک نویسی...
همه ی طول سفر یک چمدان بستن بودقیصر امین پور
گرچه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود
موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود

یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر
بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود

خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما
خواستن ها همه موقوف توانستن بود

کاش از روز ازل هیچ نمی دانستم
که هبوط ابدم از پی دانستن بود

چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه ی طول سفر یک چمدان بستن بود

پاسخ:
عالی بود :)
۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۲:۳۴ تک نویسی...
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش
پاسخ:
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی